كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
116
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
قطع گرديد . اين دوره براى او بسيار سخت و بىمعنى بود و بعضى از نويسندگان آن را به خودكشى دوره پيامبرى وى نسبت دادهاند . اين سكوت وحشتناك و كشنده ادامه داشت ، تا زمانى كه ناگهان سوره 93 ضحى ، صبح مانند نورى در تاريكى منفجر گرديد : سوگند به روشنائى و برآمدن روز ، سوگند به شب چون درآيد و آرام گيرد ، كه پروردگارت نه تو را فرو گذاشته و نه دشمن داشته است . هر آينه آن جهان براى تو بهتر است از اين جهان . هر آينه پروردگارت تو را بخششى خواهد كرد كه خشنود شوى . آيا تو را يتيمى نيافت پس جاى و پناه داد ، و راه گم كردهات يافت پس راه نمود ، نيازمندت يافت پس بىنياز و توانگر ساخت . پس يتيم را خوار مدار و مران ، سائل را بانگ نزن و مران ، و به نعمت پروردگارت سخن گوى . 36 حال محمد ( ص ) آماده بود تا مأموريت خود را آغاز نمايد . او يقين نموده بود كه اين آيات مستقيما از طرف خداوند صادر مىشوند . او ديگر كاهن مشتبه شده نبود . اما آغاز اين كار نياز به شجاعت و شهامت خاصى داشت كه بايد راهى بر آن بيابد . او پيشنهاد ورقه را پذيرفت و خود را پيامبر قريش ناميد . « 1 » حال بايد مأموريت خود را به مردم اعلام نمايد . ورقه خطرات اين كار را به او هشدار مىداد . او ( ورقه ) پيرمردى بود كه اميد به زنده ماندن نداشت ، ولى آرزو مىكرد كه مىتوانست آنقدر زنده بماند تا وقتى مردم پيامبرى محمد ( ص ) را ردّ مىكنند بتواند به او كمك كند : محمد با نااميدى پرسيد : آيا واقعا مرا طرد خواهند كرد ؟ ورقه غمگين پاسخ داد : « آرى هيچ پيامبرى در سرزمين خود مورد تحسين قرار نگرفته است . » پس محمد ( ص ) بسيار محتاط بود كه چگونه پيامرسانى خود را آغاز نمايد . او مىدانست كه ادعاى او مضحك به نظر خواهد آمد . مردم فكر خواهند كرد كه او جاسوس امپراطورى روم است ، درست مانند حنيف مسيحى ، عثمان بن الحويرث . همچنين امكان دارد كه او را به خيانت و دوروئى و بىدينى عليه سنتهاى قومى متهم سازند . بههرحال ، محمد ( ص ) قبول كرد كه اين مأموريت را بپذيرد و اين پذيرش او را در راهى قرار داد كه قبلا تصور آن را نيز نمىكرد .
--> ( 1 ) - اين مطلب كه پيغمبر به پيشنهاد ورقه خود را پيامبر ناميد مضحك است . آيات قرآن و وحى الهى او را رسول اللّه ناميده است . در قرآن پيوسته از آن حضرت به عنوان رسول خدا تعبير مىكند . « إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ » يا « يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ » و آيات فراوان ديگر و خود مؤلف در صفحات قبل ماجراى نزول وحى توسط جبرئيل را در غار حراء بر آن حضرت بيان نمودهاند .